محمد محسن مستوفى
27
زبدة التواريخ ( فارسى )
از بررسى معلوم شد كه نويسندهء ياد شده همهء مواردى را كه در كتاب خود به زبدة التواريخ ارجاع داده است ، عينا از پاورقيهاى كتاب انقراض سلسلهء صفويه و ايام استيلاى افاغنه در ايران نوشتهء لارنس لكهارت كپى كرده است « 1 » . نسخهء زبدة التواريخ مورد استفادهء لكهارت همان نسخهء متعلق به مجموعهء براون است كه اكنون در كتابخانهء دانشگاه كمبريج لندن نگهدارى مىشود . نثر و فصل بندى كتاب نثر متداول دورهء صفويه كه كم و بيش تا دورهء قاجاريه هم ادامه داشت پيچيده ، پر تكلف و آكنده از عبارت پردازيهاى اضافيست . متنهاى اين دوره معمولا مملو از استعارات ، تشبيهات ، كنايات ، شعر و آيات قرآنى است . نثر كتاب زبدة التواريخ كاملا مغاير با اين شيوه و برخوردار از سادگى و روانى است . محمد محسن پايبندى خود را به شيوهء نوشتارى عصرش در ديباچه كاملا حفظ كرده است ، اما اصل كتاب به كلى با ديباچه تفاوت دارد . از جمله ضعفهاى اين متن استفادهء فراوان از افعال ناقص است و تقريبا تمام جملههايى كه بايد به « كرده است ، كرده بود ، كرد ، شده است ، شده بود ، شد و . . . » ختم شود با فعل ناقص كرده و شده خاتمه يافته است . « . . . نواب اشرف قورچى باشى بندگان اقدس را به چادر خود آورده ، در همان شب جمعى از معتمدان خود تعيين كرده كه در خدمت بندگان اقدس بوده روانهء مشهد كرده ، نواب اشرف را به مشهد مقدس آورده ، در عمارت چهار باغ نزول اجلال فرموده و خود داخل سبزوار شده ، بعضى از كارخانجات و عملهء بيوتات را بعد از ضرورت روانهء مشهد مقدس كرده ، بعد از چند روز خود نيز از سبزوار مراجعت به مشهد مقدس نموده « 2 » . . . » . در برخى موارد هم حذف فعل بدون وجود قرينه صورت گرفته است : « . . . چون اصفهان محصور و از پادشاه و امرا و كومك و بازخواست مأيوس و افغان ابدالى نيز هرات را
--> ( 1 ) - لكهارت ، انقراض سلسله صفويه ، 150 ، 221 ، 223 ، 185 و مير احمدى ، تاريخ سياسى و اجتماعى ايران در عصر صفوى ، صص 94 ، 96 ، 106 . نويسندهء مورد نظر در اين كپى بردارى اشتباهاتى را هم مرتكب شده است . اول آنكه نام محمد محسن را همه جا محمد حسن نوشته است . ديگر اينكه در پاورقىهاى كتاب لكهارت ، علاوه بر ذكر شمارهء هر برگ براى تسهيل در مراجعه ، دو طرف هر برگ با A و B يا الف و ب مشخص شده است . اما در كپىها بدون توجه به اين نكته در بيشتر موارد كلمهء « برگ » به حرف « ص » تبديل ، اما الف يا ب مربوط به آن همچنان ذكر شده است و روشن است كه « صفحه » ديگر نمىتواند الف يا ب داشته باشد . ( 2 ) - ص 151 همين كتاب .